تبليغاتX
مطالب آموزشی تیم کادینوس

یک بدن سالم تشکیل شده است از سلولهای سالم و هر سلول سالم سلولی است که درست و کامل تکثیر شده باشد . سلولهایی که در زمان مناسب و مکان مناسب بصورت کامل تکثیر نشده باشند سلولهای سرطانی خواهند شد و اینگونه بدن انسان دچار سرطان شده و اگر هرچه سریعتر بافتهای سرطانی از بدن خارج نشده و جلوی تکثیر ناقص سلولها گرفته نشود در نهایت مرگ به سراغ بدن خواهد آمد .

تکثیر سلولها در بدن سازمان شما چگونه است ؟!


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:42  توسط فربد آراسته  | 

قبل از شروع، میخواهیم اندکی راجع به تغییر چهارچوب ذهنی صحبت کنیم، زیرا معتقدیم پایه چلشها و تغییرات، برای رسیدن به موفقیت، تغییر چهارچوبهای ذهنی میباشد.
قبل از آغاز هر کاری نه تنها فقط در تجارت بازاریابی شبکه ای بلکه در تمام جنبه های زندگی، ابتدا باید جواب مناسبی براس سئوالهای چه کاری میخواهیم انجام دهیم و چگونه میخواهیم آن کار را انجام دهیم، پیدا کنیم "چه چیزی" و "چگونه". قبل از پاسخ به این دو سئوال باید یک جواب بسیار قانع کننده برای دلیل انجام آن کار پیدا کنیم " چرا". در غیر این صورت معمولا کاری که آغار کرده ایم را به پایان نخواهیم رساند
.
سپس بعد از پیدا کردن جواب مناسب برای "چرا" نوبت به این میرسد که یک چهارچوب ذهنی جدید و مناسب برای جواب دادن به سئوالات "چه چیزی" و "چگونه" تعیین کنیم
.
همانطور که میدانیم تمام راه های موفقیت، از یک تغییر چهارچوب ذهنی آغاز میشود. بنابراین همه اهمیت تغییر چهارچوب ذهنی را میدانیم و البته میدانیم که چرا به تغییر چهارچوبهای ذهنی نیاز داریم
.
در صنعت بازاریابی شبکه ای، تنها فقط درباره نحوه پول در آوردن بیشتر صحبت نمیکنیم، بلکه درباره روش جدیدی از تفکر و نگاه کردن به نحوه اتفاقات روزمره، صحبت میکنیم
.
برای هر پله موفقیت در زندگی، به یک تغییر و ارتقاء چهارچوب ذهنی نیاز داریم. بعضی از این تغییرات چهارچوبهای ذهنی به صورت خودکار و بدون نیاز به تلاش و توجه ما، اتفاق می افتد. مانند زمانی که از دبستان به راهنمایی رفتیم یا از دبیرستان به دانشگاه یا زمانی که از دانشگاه خارج شدیم و وارد دنیای تجارت شدیم. یک تاجر نمیتواند مانند یک شاگرد مدرسه فکر کند برای اینکه دغدغه های ذهنی و اهداف متفاوتی را دنبال میکند. و به همین ترتیب بسیاری از تغییر و ارتقاء چهارچوبهای ذهنی به صورت خودکار در زنگی روزمره به مرور زمان ایجاد میشود
.
اما گاهی اوقات ما باید خودمان آگاهانه چهارچوبهای ذهنی خود را تغییر دهیم. این اتفاق معمولا زمانی می افتد که میخواهیم تصمیم گیری کنیم که آیا راهی را که اکثر مردم میروند دنبال کنیم یا یک راه جدید انتخاب کنیم. بنابراین اگر میخواهیم ما یک مرد یا زن موفق باشیم، متفاوت از سطح عادی جامعه، قبل از هر چیز به یک چهارچوب ذهنی جدید نیاز داریم
.
اما تغییر و گسترش چهارچوبهای ذهنی یک پیش شرط اولیه دارد، قبل از تغییر یک چهارچوب ذهنی باید کاری را انجام دهیم. ذهن مانند یک دفترچه است پر از صفحات پر و خالی است. ما هر روز کلیه خاطرات، ادراکات، احساسات و تصمیمات خود را در دفترچه ذهن مینویسیم، و ما هر روز تصمیمات جدید خود را بر اساس آنچه که در این دفترچه نوشته شده میگیریم. اما اگر زمانی فرا رسید که احساس کردیم خلع و کمبود یک چهارچوب ذهنی برای ما وجود دارد، یعنی با نحوه تفکر و اطلاعات فعلی نمیتوانیم جواب و راه حل مناسبی برای وضعیت کنونی خود پیدا کنیم، یا اگر برای دستیابی به یک موفقیت جدید تصمیم گرفتیم که یک چهارچوب ذهنی جدید بسازیم، ابتدا به یک صفحه خالی از دفترچه ذهن نیاز داریم، تا اطلاعات جدید چهارچوب ذهنی جدید و دستورالعملهای عملی چهارچوب ذهنی جدید را آنجا یادداشت کنیم و سپس میتوانیم بر اساس این چهارچوب ذهنی جدید، تصمیمات جدیدی بگیریم و متفاوت از گذشته عمل کنیم. در واقع نکته این است که هر چیزی که تا امروز در این دفترچه نوشته شده برای ما صحیح است، زیرا ما بر اساس آن نوشته ها سالها زندگی کرده ایم. بنابراین برای تغییر چهارچوب ذهنی فقط به یک صفحه خالی نیاز داریم و همچنین اطمینان حاصل کنیم که واقعا همه چیز را میبینیم، میشنویم و همه اطلاعات را یادداشت میکنیم بدون اینکه اطلاعات موجود در صفحات قبل باعث فیلتر شدن اطلاعات جدید و تاثیر در روال تصمیم گیریهای جدیدمان نشود
.
آیا میدانید چگونه میتوان فهمید که آیا اکنون یک صفحه خالی را در ذهنمان باز کرده ایم یا نه؟ یکی از ساده ترین راه ها برای تعیین میزان خالی بودن صفحه دفتر ذهن این است که اگر یک پیشنهادی به شما داده شد که قبلا هم به شما داده شده بود و شما آن را رد کرده بودید، بلافاصله احساس میکنید که عجب پیشنهاد خوبی را پیدا کرده اید، و متعجب از این موضوع که چطور قبلا متوجه آن پیشنهاد نشده بودید و احساس میکیند که باید راجع به آن پیشنهاد فکر کنید و به آن عمل کنید، ممکن است قبلا هزاران بار آن پیشنهاد را شنیده باشید و به ده ها هزار دلیل به آن عمل نکرده باشید، اما اکنون چون ذهن شما خالی از هرگونه قضاوت و اطلاعات قبل میباشد، بلافاصله ارزش آن پیشنهاد را درک خواهید کرد و طبق آن عمل میکنید
.

خوب آیا منظور از تغییر چهارچوب ذهنی به زبان ساده را متوجه شدید؟ ممکن است بگویید که بیایید تغییر چهارچوب ذهنی را فراموش کنیم، دفترچه ذهن را ببندیم و خوش بگذرانیم! چون که سخت است و زمانبر
.
فراموش نکنید، تغییر چهارچوب ذهنی، سخت ترین کار در کل جهان است! زیرا شما ابتدا باید ذهنتان را تغییر دهید و سپس متفاوت عمل کنید، یعنی مقادیر زیادی زمان و انرژی صرف کنید و سخت کوشش کنید. در غیر این صورت اگر تغییر چهارچوب ذهنی کار راحتی بود، معمولا مردم روزی 3 بار چهارچوبهای ذهنی خود را تغییر میدادند !


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 20:54  توسط فربد آراسته  | 

١- قانون علت و معلول

هر چيز به دليلی رخ می‌دهد. برای هر علتی معلولی هست، و برای هر معلولی علت يا علت‌های بخصوصی وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد. چيزی به اسم اتفاق وجود ندارد.

٢- قانون ذهن

همه علت‌ها و معلول‌ها ذهنی هستند. افکار شما تبديل به واقعيت می‌شوند. افکار شما آفريننده‌اند. شما تبديل به همان چيزی می‌شويد که درباره آن بيشتر فکر می‌کنيد. هميشه درباره چيزهايی فکر کنيد که واقعا طالب آن نستيد و از فکر کردن درباره چيزهايی که خواستار آن نيستيد اجتناب کنيد.

٣- قانون عينيت يافتن ذهنيات

دنيای پيرامون شما تجلی فيزيکی دنيای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی اين است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنيد.
زندگی ايده‌آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم کنيد و اين تصوير ذهنی را تا زمانی که در دنيای پيرامون شما تحقق پيدا کند حفظ کنيد.

٤- قانون رابطه مستقيم

زندگی بيرون شما بازتاب زندگی درونی شماست. بين طرز فکر و احساسات درونی شما از يک طرف و عملکرد و تجارب بيرونی شما از طرف ديگر رابطه مستقيم وجود دارد.

٥- قانون باور

هر چيزی را که عميقا باور داشته باشيد برايتان به واقعيت بدل می‌شود. شما آنچه را که می‌بينيد باور نمی‌کنيد بلکه آن چيزی را می‌بينيد که قبلا به عنوان يک باور انتخاب کرده‌ايد. پس بايد:
-
باورهای محدود کننده‌ای را که مانع موفقيت شما هستند شناسايی کنيد.
-
آنها را از بين ببريد.

٦- قانون ارزش‌ها

نحوه عملکرد شما هميشه با زيربنايی‌ترين ارزش‌ها و اعتقادات شما هماهنگ است.
آنچه براستی ارزش‌هايی را که واقعا به آن اعتقاد داريد بيان می‌کند ادعاهای شما نيست بلکه گفته‌ها، اعمال و انتخاب‌های شما به ويژه در هنگام ناراحتی و عصبانيت است.

٧- قانون انگيزه

هر چه می‌گوييد يا انجام می‌دهيد از تمايلات درونی، خواسته‌ها و غرايز شما سرچشمه می‌گيرد. اين کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقيت دو چيز است:
-
تعيين اهداف و برنامه‌ريزی برای آنها.
-
مشخص کردن انگيزه‌ها.

٨- قانون فعاليت ذهن ناخودآگاه

ذهن ناخودآگاه شما موجب می‌شود همه گفته‌ها و اعمالتان مطابق با الگويی انجام پذيرد که با تصوير ذهنی و باورهای زير بنايی شما هماهنگ است.
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اينکه چگونه آنرا برنامه‌ريزی کنيد می‌تواند شما را به پيش ببرد و يا از پيشرفت باز دارد.

٩- قانون انتظارات

اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چيزی را داشته باشيد در جهان پيرامونتان امکان وقوع پيدا می‌کند.
شما هميشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می‌کنيد و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافيانتان تاثير می‌‌‌گذارد.

١٠- قانون تمرکز

هر چيزی که ذهن خود را به آن مشغول سازيد در زندگی واقعيت پيدا می‌کند.
هر چيزی که روی آن تمرکز کنيد و مرتبا به آن فکر کنيد در زندگی واقعی شکل می‌گيرد و گسترش پيدا می‌کند. بنابراين بايد فکر خود را بر چيزهايی متمرکز کنيد که در زندگی واقعا طالب آن هستيد.


+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 21:17  توسط فربد آراسته  | 
 

... همه این حرف ها در مورد چیست؟

چه سوال خوبی. ما همانطور که تجربیات مختلف را با شما در میان می گذاریم و شما را تشویق به کمک کردن می نماییم، باید این را هم بگوییم که شما جزء گروه نجات نیستید. همه چیز مربوط می شود به موقعیت شغلی. اینکه شما تا چه حد توانایی باز کردن درهای بسته را دارید. میان آشنا بودن با یک شرکت و رازدار یک شرکت بودن فرق بسیار زیادی وجود دارد. ما این موضوع را در مقاله های بعدی به تفصیل شرح خواهیم داد.

چیزی که لازم است: شهرت، توانایی جلب توجه و اعتماد دیگران، ایجاد انگیزه در آنها برای سرمایه گذاری، و برخورد مناسب با مقامات ارشد می باشد. البته جای تاسف است؛ چرا که بسیاری از بازرگانان جوان به هیچ وجه شانس قرار گرفتن در چنین جایگاه و سمتی را پیدا نمی کنند.

تمام قواعد و ضوابط صنفی در این امر خلاصه می شود که شما به جوان تر ها نیز اجازه شرکت بدهید، و آنها را با پیچ و خم های مختلف آشنا کنید. اما اگر تصور می کنید که می توانید به راحتی از آنها سبقت بگیرید و آنها را از مسیر بازی حذف کنید، باید بگویم که بهتر است این کار را کنار بگذارید و برای خود شغل بهتری پیدا کنید.

کارت ویزیت

داشتن کارت به نوبه خود حائز اهمیت است، اما این کارت ها عملا کاربرد خاصی ندارند. بله در بعضی مواقع اتفاق می افتد که شما نیاز مبرم به آنها پیدا می کنید اما در اکثر موارد بهتر است زمانی که شخص خاصی را ملاقات می کنید سریعا کارت خودتان را از جیبتان در نیاورید ( مانند خیلی از تازه کارها). شما می خواهید با گفتار و عقاید خود بر روی طرف مقابل تاثیر بگذارید، نه با طراحی و جنس کارت. زمانی که صحبت های شما در نظر او جالب به نظر برسند او انگیزه پیدا می کند تا شما را بیشتر بشناسد ... و دوست دارد هر چه سریعتر این کار انجام پذیرد، اجازه دهید تا او از شما در خواست کارت کند نه اینکه خودتان بلافاصله کارتتان را تقدیم او کنید. در این مرحله او ابتدا خودش کارتش را در اختیار شما قرار می دهد و شروع می کند به معرفی خود. و اگر شما او را پیش از معارفه می شناختید و او شما را نمی شناخت، این امر یک امتیاز برای شما محسوب می شود و می توانید از همان آغاز خود را برنده میدان بدانید.

مردم را با خود شریک کنید

تصور می کنیم که شما به اندازه کافی کارت تجاری جمع کردید، و با افراد متفاوتی ارتباط برقرار کرید؛ حال نوبت به انجام چه کاری می رسد؟ آیا پشت میز خود مینشینید و همه چیز را برای خودتان نگه می دارید یا اینکه دارایی ها را با دیگران تقسیم میکنید؟

نگه داشتن همه چیز برای خود، نه تنها در کوتاه مدت هیچ سودی به شما نمی رساند بلکه از گسترش شبکه شما نیز جلوگیری می کند. روی این تئوری کار کنید: شما افراد مختلفی را از مراکز متفاوت می شناسید و حالا باید کاری کنید تا آنها هم با یکدیگر آشنا شوند. زمانی که این کار صورت پذیرد، شبکه شما نیز گسترش پیدا خواهد کرد. و چه سود دیگری عاید شما می شود؟ همه متوجه می شوند که شما فرد انسان دوستی هستید و قصد کمک کردن به دیگران را دارید.

جمع بندی

تعداد کمی هستند که توانایی انجام کارهای بزرگ را دارند. و حتی افراد کمتری هستند که می توانند با روسای شرکت های مختلف در یک اتاق بنشینند، دیدگاههای خود را عرضه کنند، و برای یک کار بزرگ برنامه ریزی نمایند.

اگر شما بتوانید توجه مقامات ارشد را جلب کنید و آنها را نسبت به سرمایه گذاری و یا خرید محصولات خود مشتاق کنید، آنها به طور حتم خوشحال می شوند تا شما را در کنار خودشان نگه دارند. و این یعنی تجارت شبکه ای؛ درآوردن کارت و تقدیم کردن آن به آنها کاری را از پیش نمی برد زیرا آنها روزانه بیش از 100 عدد از این کارت ها را از افراد مختلف دریافت می کنند. کاری کنید تا آنها از شما سوال کنند: " تو چه کسی هستی؟"

مربوط به مردم می شود

این نوع تجارت در کنار مردم معنا پیدا می کند. شما برای آنها و در کنار آنها کار میکنید. دیگران اصلا دوست ندارند شما وقتشان را با وعده های توخالی هدر دهید. در نتیجه آنها را به نشست هایی دعوت کنید که بتوانند با افرادی ملاقات کنند که مدت ها در انتظار دیدن انها بوده اند.

متواضع باشید

همه کارها را تنها به خاطر شخص خودتان انجام ندهید. زمانی که من در مدرسه درس می خواند اطرافم پر بود از افراد خودخواه. آنها در همه جا هستند. حتی همین حالا که مشغول خواندن این مقاله هستید ممکن است تعداد زیادی از آنها در اطراف شما باشند. آنها همه جا پراکنده شده اند و شما هیچ کاری در این رابطه نمی توانید انجام دهید. اما همیشه به خاطر داشته باشید که اگر گاه گاهی فداکاری کنید، هیچ چیز از دست نخواهید داد. این کار در دراز مدت نتایج مطلوبی را برای شما به همراه دارد.

از همه چیز سود ببرید

مطمئن باشید که کاری که در حال انجام دادن آن هستید برای شما سود و منفعت دارد. مردم را بشناسید و راههای کسب و کار را یاد بگیرید و فقط به این دلیل که خودتان را جزء مقامات ارشد تصور می کنید به دیگران نگویید سرم شلوغ است. توانایی شما از روی نتایجی که بدست می آورید، محک زده می شود بنابراین از روی هوش و ذکاوت تصمیم بگیرید و بگذارید دیگران شما را از روی مدارک و نتایج بدست آمده، قضاوت کنند .

با تشکر از سایت مردمان


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 16:37  توسط فربد آراسته  | 

 ايجاد شبكه تجاري چیست؟

شبکه سازی فقط دست دادن، معرفی کردن و شناساندن خـود به دیگران نیست، بلکه همه چیز مربوط می شود به حــضــور فــعـال، راسـتی و درستـی و اهتـمـام در بـراوردن نـیـازهـای افراد. باید کارکنانی را در کنار هم جمع کنید که هــیچ گاه اجازه خروج از خط مشی های تعیین شده را به خود ندهند.

در حقیقت چیزی که این کار را دلچسب و قابل توجه می کند، شباهت بسیار زیاد آن با ورزش است. می پرسید چگونه؟ ساده است؛ برخی از افراد ممکن است که تصور کنند شما باید 93 گل بزنید و یا 216 امتیاز بگیرید تا برنده بشوید اما هدف شما هیچ یک از دو مورد ذکر شده نیست؛ بلکه شما فقط می خواهید جام قهرمانی را از آن خود نمایید و به عبارت دیگر مسیری را که برای خود تعیین نموده اید تا آخرین مرحله دنبال کرده و در طول راه منحرف نشوید.

بنابراین باید هم تیمی های خود را انتخاب کنید، هم جوان و هم مسن. این کار را آنقدر انجام دهید تا تک تک آنها این فرصت را پیدا کنند که شوت بزنند و گل کنند. شاید یک فرد خاص به هیچ وجه نتواند گل بزند، اما اگر شما هیچ گاه به او اجازه این کار را ندهید، ممکن است ناراحت و مضطرب شود. پس اشکالی ندارد برای یکبار به نتیجه بازی فکر نکنید و به او نیز اجازه شوت زنی بدهید.

آیا شبكه سازي تجاري اینقدر ساده و واضح است؟ البته که نه؛ در ورزش هویت هم تیمی ها و تیم رقیب کاملا روشن است و هدف هر دو گروه به طور کامل از پیش تعیین می شود، می توان گفت یک طرف سفید است و طرف مقابل سیاه و جایی برای شک و شبهه وجود ندارد. اما در عرصه کار و تجارت، در بهترین حالت ممکن همه چیز خاکستری به نظر می رسد. در حقیقت هم تیمی ها به راحتی می توانند تبدیل به رقبا شوند. در ورزش تیم ها قرارداد می بندند، اما در تجارت قرارداد شما در روزنامه ها بسته می شود و ممکن است روزی تبدیل به خنجری بر علیه خودتان شود.

یکی دیگر از تفاوت های عمده این است که ورزشکاران تمام سال تمرین می کنند تا بتوانند در لیگ های پایان سال شرکت کنند. اما کسب و کار برای یک فصل معین صورت نمی پذیرد. البته درست است که شرکت ها در پایان هر فصل و همچنین در انتهای سال مالی، نتایج بدست آمده را بررسی می کنند اما بر اساس تئوری ها، کمپانی ها باید هر لحظه نسبت به عملکرد و خط مشی کلی ارزش و اهمیت قائل باشند. به همین دلیل تنها بزرگان و با تجربه ها می توانند در این روند پر تنش زنده باقی بمانند و برخی افراد سست عنصر تصمیم می گیرند مسیر زندگی خود را تا حد امکان از این چالش ها دور نگه دارند، و بازیی را شروع کنند که مهارت کافی در آن را داشته باشند.

گمراه شدن

آیا انسان ها خودخواهانه برخورد می کنند؟ خوب باید گفت به طور آگاهانه این کار را انجام نمی دهند، بلکه این خصیصه در ذات آن نهفته است. به هر حال باید زنده بمانند.... درست مثل گفته داروین: " قانون جنگل" . این امر برای بسیاری از افراد سرلوحه تمام تلاش هاست به همین دلیل چنین افرادی هیچ گاه متوجه نمی شوند که چرا شما باید به کسی کمک کنید. آنها تصور می کنند که شما این کار را برای تصاحب موقعیت شغلی شان، پول و مال آنها و یا خانم هایشان انجام می دهید. یا شاید برای بدست آوردن همه انها! اما نه اینطور نیست.

شما اندیشه های بزرگتری را در سر می پرورانید. و می دانید که برای رسیدن به آنها باید تا آنجا که می توانید به مردم خدمت کنید. شاید ایده های خوبی برای کار داشته باشید اما تا زمانی که آنها را عملی نکنید هیچ گاه به رشد و شکوفایی نخواهید رسید.

حال اگر شخصی در عرصه کاری از شما پیشی گرفت، تکلیف چیست؟ می توانم بگویم که تعداد کارهایی که قادر به انجام آن هستید، بی شمار است. با غبطه خوردن و اظهار ناراحتی فقط نسخه از بین بردن خودتان را می پیچید. بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که رویدادهای تلخ را به عنوان یک تجربه و یا درسی که هرگز فراموش نخواهد شد، نگهداری کنید و به راه خود در مسیر موفقیت ادامه دهید.

جالب ترین نکته این است که اگر آن افراد مجددا شما را ملاقات کنند، از دیدنتان متعجب می شوند و تلاش می کنند تا بفهمند چه نقشه ای برایشان در ذهن خود کشیده اید. شما باید فقط در مسیر خوشبختی خود گام بردارید، به زندگی شیرین خود ادامه دهید و اجازه دهید دیگران نیز از زندگی شان لذت ببرند. رفتار بخشش آمیز شما به اندازه کافی آنها را خجالت زده می کند.

مدیریت خواسته ها

اولین چیزی که باید به ذهن بسپارید این است که شما برای کمک به مردم کار می کنید و بله، باید در این راه "نام خود را جاودانه" کنید. اما پیش از اینکه بیش از حد از خود راضی شوید و در مقابل انجام این امور انتظار داشته باشید تا ماه و خورشید را در دستانتان قرار دهند، مطمئن شوید که دنبال کار آنها هستید و به اندازه کافی اعتماد به نفس دارید. در غیر اینصورت هیچ چیز نخواهید بود جز یک وعده تو خالی.

در نتیجه اگر می خواهید آخر ماه یک فیش حقوقی ثابت داشته باشید و به دنبال کار خود بروید، باید بگویم که شبكه سازي تجاري اصلا به درد شما نمی خورد. اما اگر دوست دارید که " محرک و پر انگیزه" باقی بمانید، تلفن همراهتان دائما در حال زنگ زدن باشد، و صندوق پیام های اینترنتی پر از نامه باشد، به انجام این کار ادامه دهید.

همه این حرف ها در مورد چیست؟

. . .  ادامه دارد


+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:29  توسط فربد آراسته  | 

آیا می دانید یکی از بزرگترین راهبران بازاریابی شبکه ای جهان یک خانم است ؟

و آیا می دانید این خانم یک ایرانی است ؟!

 

نظر شما را به گوشه ای از بیوگرافی خانم Ellie Drake جلب می کنم :

 

Ellie Drake

بانوی جوان ایرانی خانم « اِلی دریک » چهارده سال قبل به امریکا مهاجرت کرد . او درهمان ابتدای جوانی به استعداد وعلاقه خود درفن بیان و سخنوری پی برد ، او علاقه خود را دنبال کرد تااینکه به یک سخنران فعال و ساعی ،با قدرت انتقال بسیار بالا تبدیل شد.

او همچنین خود را درکار تجارت با استعداد ، زرنگ و باهوش نشان داد و توانست وارد صنعت بازاریابی شبکه ای شود . او پیوسته و بدون وقفه به جلو حرکت می کرد و در حال پیشرفت بود . او همواره در صحنه های تجاری حضورداشت چرا که به یک سخنگوی کاملاً حرفه ای و جسور تبدیل شده بود و با توجه به داشتن این تخصص در بسیاری از تجارتها موفقیتهای زیادی را از آن خود کرد و زمانی که بعنوان پردرآمدترین فرد دریکی ازشرکتهای این صنعت درخشید Brave Heart Productions را تأسیس کرد و به دنبال این پیشرفتها به تحصیل هم ادامه داد و توانست مدرک دکترا را اخذ کند و به پیروزی و موفقیت بی حد و اندازه ای در کار و زندگی خود برسد.

در پی کسب این موفقیتها ، راهنما و مشوقی برای مردان و زنان در گرداگرد کره زمین شد.

شاید در ذهن همه ما این سؤال نقش بسته باشد:

یک خانم جوان چطور می تواند با لهجه و زبان انگلیسی نه چندان قوی به امریکا مهاجرت کند , ثروتمند شود؟ به درجه دکترا برسد ؟ بهترین سخنور و یک مربی حاذق و موفق شود؟؟

اوخواست و توانست !

اِلی دریک، با بزرگانی همچون

"Denis Waitley ", "Mark Victor Hanson" , "Jim Rohn"

به روی صحنه رفت و همانند آنان درخشید .

و باردیگر این موفقیت را برروی صحنه با

Arthur Joseph , Jeffrey Combs , Jerry Clark , Les Brown ,T.Harv Eker سهیم شد.

بسیاری از افراد وجود  « اِلی دریک » را یک نیاز می دانند، زیرا پیامهای او برای آنها مفید و کاربردی است . او با آموزش صحیح توانسته دگرگونی و تحولی را در قدرت و اختیارات مردان و زنان بوجود آورد.

خانم دریک ، پیامهای آموزشی در رابطه با گسترش مال و دارایی برای مدیران اجرایی ارائه داده اند و بعنوان راهنما و پشتیبانی قوی برای صاحبان تجارتهای رو به رشد پیامی دارند... پیامشان به آنها این است که :

"خودشان را باور داشته باشند و در ابتدا درمسیرموفقیت گام بردارند و به جستجوی هدفشان در راه موفقیت و توانگری بپردازند ".

او صمیمانه آماده ارائه دادن ونشان دادن مسیرهای موفقیت به افراد مشتاق می باشد...

خانم « الی دریک » برای تمام نترورکرهای ایرانی باعث افتخار است .

بزودی مقالاتی از ایشان را از طریق وبلاگ در اختیارتان می گذارم .


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 20:58  توسط فربد آراسته  | 

 آقای تام شرایتر معروف به "بیگ ال" از قدیمی ترین نتورکرهایی است که سالها با انواع و اقسام مشکلات بازاریابی شبکه ای دست و پنجه نرم کرده. سالها که می گویم منظورم چیزی حدود 30 سال است. در طی این سالها روشهای متنوعی را آزمایش وخطا کرده. یعنی هر موضوعی که امروز به من وشما می گوید حاصل تجربه این سالهاست و دقیقاً می داند که چه می گوید و تنها گفته های این و آن را تکرار نمی کند. با این همه اعتقاد دارد، با توجه به اینکه این روشها را واقعاً عملی کرده است و بارها جواب داده، اما نباید بر انجام دادن آنها اصرار شود و هر کس باید روش خاص خودش را پیدا کند.به این معنی لازم نیست همه یک روش را پی بگیرند و همه یکجور کسب وکارشان را سر و سامان دهند. اهل هیاهو و ایجاد هیجانات زودگذر هم نیست و بیشتر بجای تکید بر هیجان زده کردن مخاطبانش بر یادگیری جزء به جزء روشهای کاری تأکید دارد. یعنی به جای اینکه صرفاً به شما بگوید تو باید بروی فالو فلانی، به شما یاد می دهد که چگونه همان فلانی را فالو کنی. کنار گود نمی نشیند و مدام من و تو را هیجان زده نمیکند که "تو می تونی، به هدفات فکر کن. فقط اونا رو بیار جلوی چشمات. طرف ورودیه. شک نکن..." یعنی برعکس خیلی ها، چگونگی انجام دادن کار برایش خیلی مهم است. متن هایش را که بخوانید یک مشخصه عمده در آنها پیدا میکنید. خنده دار بودن این متنها . این طور نوشتن بی ارتباط با نحوه انجام دادن کار این  مرد نیست.او می گوید کار باید fun باشد. یعنی طوری باید کارمان را تعریف کنیم که از آن لذت ببریم. امیدوارم که همینطور باشد و شما هم از کارتان لذت ببرید .

در اینجا مقاله ای از این نتورکر بزرگ را برایتان انتخاب کرده ام که در مورد راهبری می باشد . مطالعه این مقاله را که در دو قسمت است به تمام راهبران مجموعه توصیه می کنم .

برای دانلود این دو مقاله روی لینکهای زیر کلیک کنید :

دانلود قسمت اول مقاله

دانلود قسمت دوم مقاله

با تشکر از دوستانمان در پیام آوران موج نو که زحمت آماده سازی این مقاله ها را کشیده اند .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 22:55  توسط فربد آراسته  | 

این جمله را زیاد شنیده ایم : وقت ندارم !

می دانم . اگر کاری که تا به حال انجام می دادید ادامه دهید هرگز وقت نخواهید داشت . به زندگیتان نگاه کنید . آیا همه هفته ها و ماه ها یکسان نیستند ؟!

همواره زمان یکی از مهمترین سرمایه گذاری هاست . اگر مشغول یک تجارت سنتی باشید می دانید که در آغاز به ۱۶ تا ۲۵ ! ساعت وقت نیاز دارید تا بتوانید کارتان را آغاز کرده و به ثبات نسبی برسانید . بعدا می توانید ساعات کار خود را به ۱۲ تا ۱۶ ساعت کاهش دهید . سه سال می گذرد و هنوز نمی دانید مرخصی و تعطیلات چه معنایی دارد . شما نمی توانید از تعطیلات آخر هفته لذت ببرید . شاید شما کارمند جایی هستید . آیا دستمزد خود را بر حسب ساعت محاسبه کرده اید ؟ با در نظر گرفتن درآمد ، زمان ارزش دیگری پیدا می کند . حالا دیگر زمان یک سرمایه است . حالا می توانید متوجه شوید که چرا رئیس شما فقط ساعتی ۱۰۰۰ تومان به شما دستمزد می دهد . شما زمانتان را به رئیستان می فروشید و ارزش زمان شما تنها ساعتی ۱۰۰۰ تومان است ! با این وجود او شما را تهدید به اخراج می کند . زیرا افرادی هستند که حاضرند کار شما را به ازاء ساعتی ۹۰۰ تومان انجام دهند .

آیا ارزش شما تا این اندازه کم است ؟ شما هرچه دارید عرضه می کنید : دانش ، مهارت ، تجربه ، نیرو حتی سلامتیتان را می دهید . این ها همه سرمایه گذاری هایی هستند که شما علاوه بر زمانتان برای توسعه تجارت کس دیگری انجام می دهید .

حالا یک خودکار و کاغذ بردارید . باید کمی حساب و کتاب کنیم . شما در شغل خود هفته ای ۴۰ساعت به مدت ۱۰ سال کار کرده اید ، یعنی ۲۰۰۰۰ ساعت در کارتان سرمایه گذاری کرده اید . حدودا ۲۰ میلیون تومان پول ساخته اید . بد نیست ... می توانید احساس کنید ؟ احتمالا خستگی آنرا بر دوشتان احساس می کنید . اجازه دهید کمی بیشتر محاسبه کنیم . در طی۳۰ سال پولی که میسازید ۶۰ میلیون تومان است . شما ۳۰ سال کار کرده اید و ۶۰ میلیون تومان بدست آورده اید و قطعا ۶۰ میلیون تومان هم خرج کرده اید . ( شما که فکر نمی کنید با درآمد ماهی ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار  تومان پس اندازی هم داشته باشید ؟! ) . اکنون شما ۶۰ سالتان است و اولین حقوق بازنشستگی خود را دریافت کرده اید . با در نظر گرفتن افزایش حقوقتان در طی این ۳۰ سال و از طرف دیگر کسورات زمان بازنشستگی و مالیات ، حقوق بازنشستگی شما می شود ۳۰۰۰۰۰ تومان ! برای ۳۰ سال کارکردن و حداقل ۶۰۰۰۰ساعت صرف عمر !

بله خواننده عزیز . البته اگر هنوز زنده مانده باشید این مبلغ را دریافت می کنید . آیا با کاری که اکنون می کنید می توانیدپول بیشتری بدست آورید ؟ بفرمائید . کارتان را دو برابر کنید . روزها را کش بیاورید. نتیجه چیست ؟ آیا درآمدتان دو برابر می شود ؟ حقوق بازنشستگی تان چه رقمی خواهد شد ؟ آیا زنده می مانید تا حقوقتان را دریافت نمائید ؟ هر چه داشته اید سرمایه گذاری کرده اید . دیگر چه ؟!

اگر بطور مداوم هفته ای ۱۲ تا ۲۰ ساعت در بازاریابی شبکه ای وقت بگذارید تجارت شما بصورتی خیره کننده توسعه می یابد . آیا می توانید تصور کنید بعد از ۲ سال بازنشسته شوید ؟ آنهم نه با حقوق بازنشستگی ۳۰۰۰۰۰ تومانی بلکه با درآمدی که هر روز در حال افزایش است .

اما حیف ! شما نمی توانید .

چون شما وقت ندارید تا بطور مداوم در بازاریابی شبکه ای هفته ای ۱۲ تا ۲۰ ساعت سرمایه گذاری کنید . 

شما وقتتان را قبلا به ازاء ساعتی ۱۰۰۰ تومان فروخته اید !


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 22:37  توسط فربد آراسته  | 

به اطلاع کلیه همکاران محترم می رسانیم

تیم آموزش کادینوس پس از جلسات متمادی و بررسی متون ، منابع و شیوه های آموزشی موجود و رایج در زمینه نتورک مارکتینگ و تطبیق آنها با شرایط حال حاضر و نیازها و تجربیات موجود اقدام به تدوین و ارائه چارت آموزشی ، زمانبندی آموزش ها ، مرحله بندی افراد در سطوح مختلف و تدوین جزوات آموزشی مناسب نموده است . محتوی ارائه شده در این چارت آموزشی پس از یکسال بررسی و تحلیل نیاز ها و اهداف آموزشها و استفاده از نظرات ارزشمند متخصصین تجارت الکترونیک ، بازاریابی چند سطحی ، نتورک مارکتینگ و منابع معتبر بین المللی تهیه شده است و امید داریم با ارائه آن به همکاران محترم و تکثیر مناسب و اصولی آن در سطح مجموعه ، فرهنگ و علم صحیح نتورک مارکتینگ در مجموعه جریان پیدا نموده و شاهد موفقیت روز افزون علمی و تجاری همکاران عزیزمان با بهره گیری از این منابع باشیم .

چارت و محتوی آموزشی در حال حاضر مراحل نهایی خود را طی می کند و در حال بررسی های نهایی آن با همکاری راهبران اصلی مجموعه کادینوس می باشیم . امیدواریم با طی کردن مراحل نهایی و تائید شرکت ، ان شاء الله تا پایان دیماه در اختیار تمامی همکاران محترم قرار گیرد .

با آرزوی موفقیت - تیم آموزش کادینوس


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:30  توسط فربد آراسته  | 

تا امروز در مورد موانع رسیدن به اهداف مطالب زیادی شنیده ایم اما هیچگاه راه حلی برای مقابله با این موانع ارائه نشده است . حقیقت این است که در اغلب جلسات گروهی ، مقالات وبلاگها و جلساتی که با دوستان و همکاران خود داریم همواره صحبت از مشکلات نقل مجلس است اما ظاهرا هیچ کس به فکر ارائه راه حلی منطقی ، عملی و به دور از شعار نیست . در این مقاله سعی کرده ام در عین بر شمردن موانع رسیدن به اهداف برای هر مورد با توجه به مطالعات و تجربیاتم راه حلی نیز ارائه نمایم که عملا کاربرد داشته باشد .

ذکر این نکته را لازم می دانم که مطالب ارائه شده زیر طرح ، پیشنهاد یا آزمون و خطا نیست که فقط برای پر کردن صفحات وبلاگ ارائه کرده باشم . قاطعانه می گویم که تمامی موارد زیر و راه حلهای ارائه شده کاملا عملی و کاربردی هستند و در صورتی که بصورت عملی از آنها استفاده نمایید و راه حلها را تمرین کنید بدون شک اثر بخش بوده و شما را سریع تر از آنچه که تصور نمایید به اهدافتان نائل خواهند کرد . تاکید می کنم که این روشها را عملا به کار گیرید و تمرین کنید نه اینکه که به خواندن و حفظ کردن آنها بسنده نمائید !

 

یکی از بارزترین خصوصیات ما انسان ها این است که: هر یک از ما، در نقطه ای از زمان، با مسئله ای که ممکن است هزاران نفر دیگر با آن برخورد کرده باشد، روبرو شویم.

این امر در مورد تلاش کردن برای رسیدن به اهداف فردی نیز صدق می کند. به هر حال این امکان وجود دارد که موانع بسیار زیادی بر سر راه شما برای رسیدن به موفقیت وجود داشته باشد اما باید مطمئن باشید که در هر یک از این موارد، روش ها و تکنیک هایی برای فائق آمدن و رسیدن به موفقیت وجود دارد؛ چرا که در گذشته تعداد بسیار زیادی از انسان های دیگر با آنها مواجه شده و بر آنها فائق آمده اند. به همین دلیل شما می توانید از شکست ها و پیروز های افراد دیگر درس بگیرید. زمانی که ما از موانع رایج و متداول بر سر راه رسیدن به اهداف و آرمان های زندگی صحبت می کنیم، باید از هر گونه تصور شخصی که امکان پدید آمدن برای هیچ کس دیگر را ندارد، فاکتور بگیریم. به جای آن باید سعی کنیم تا اطلاعاتی را در مورد عکس العمل های پویاتر یاد بگیریم و ببینیم که چگونه میتوانیم آنها را در زندگی خود به کار بندیم.

احساس در هم شکستگی

گاهی اوقات این احساس به شما دست می دهد که اهداف و آرزوهایتان آنقدر از شما دور هستند که هیچ گاه قادر نخواهید بود به آنها دست پیدا کنید. زمانی که یک چنین شرایطی برایتان بوجود می آید، شما عمیقاً در فکر فرو می روید، و تمام آرزوها و آمالتان در هم شکسته می شوند. واکنشی که بیشتر افراد در یک چنین شرایطی از خود نشان می دهند، چیزی نیست جز تسلیم شدن در برابر شرایط.

راه حل: موانع معدودی بر سر راه رسیدن به هدف وجود دارند که اگر بخواهیم آنها را دسته بندی کنیم باید این حس را در گروه جزئی ترین موانع بگنجانیم. این احساس عموماً به این دلیل ایجاد می شود که شما نمی دانید از کجا باید شروع کنید؛ که به سبب بی ارادگی و نداشتن طرح و برنامه مناسب ایجاد می شود. هیچ گونه راه حل جادویی برای این مطلب وجود ندارد. فقط باید بنشینید، لیستی از تمام کارهایی که باید انجام دهید، تهیه کنید، و بعد هم شروع کنید به انجام دادن آنها. به هر تقدیر در حال حاضر در عصر تکنولوژی هستیم و اصلاً درست نیست که شما یک چنین مسئله ای را بهانه کنید که نمی دانید از کجا باید شروع کنید و چه کارهایی را باید انجام دهید. اساساً موانع بزرگتری در کمین نشسته اند. اگر شما نتوانید این مورد پیش پا افتاده را از میان بردارید، در دردسر بزرگی گیر خواهید کرد.

فقدان سازماندهی و برنامه ریزی

مجدداً باید اشاره کنم که این مانع نیز مانند مورد قبلی از جمله مسائل پیش پا افتاده محسوب می شود. به عنوان مثال اگر کسی از شما پرسید که: "چرا دو مرتبه تحصیلاتت را ادامه نمی دهی تا بتوانی مدرک بگیری؟" و شما در پاسخ به او جواب داید: "هنوز نتوانسته ام برنامه هایم را سازماندهی کنم" نباید از او انتظار داشته باشید که شما را درک کرده و کمکتان کند.

راه حل: نداشتن برنامه ریزی و عدم توانایی در سازماندهی امور به موجب عادات بد موجود در زندگی ایجاد می شود. عادت های بد، یک شبه بوجود نمی آیند، به همین دلیل نباید انتظار داشته باشید که یک شبه هم از میان بروند. به هر حال این مورد مسئله ای است که نیازمند زمان می باشد. اگر عادت ندارید که تمام کارهای را سر موقع خود انجام دهید و عموماً از انجام دادن کارهای کوچک شانه خالی می کنید، باید تلاش کنید که زمانبندی خود را فشرده تر کرده و روی ساعت کارهایتان را انجام دهید. به جای اینکه دائماً شکایت کنید که: "خدای من چقدر ساعت ها و لحظات زود می گذرند" به خودتان بگویید: "خوب باید بنشینم و تمام کارهایی را که باید انجام دهم روی کاغذ بنویسم" و یا "پیش از اینکه هر کاری انجام دهم، ابتدا باید این کار نیمه تمام خود را به پایان برسانم". عادات نامناسب خود را با نگاهی موشکافانه بیابید و سپس با بهره گیری از یک برنامه متناسب آنرا از زندگی خود حذف کنید.

کمبود مهارت

شاید گاهی اوقات ملزم به انجام کاری باشید که نیازمند بهرمندی از تکنیک و مهارت های خاصی باشد. اگر قادر به انجام آن نباشید، معمولاً در ناامیدی فرو رفته و قدری احساس ناکارامدی و عدم توانایی لازم در انجام امور مختلف به شما دست خواهد داد. این امر به عنوان یک مانع محسوب شده و حس ناکامی شدیدی را در شما بوجود می آورد و باعث می شود که به طور کلی از آرزوهایتان دست بکشید.

راه حل: در گام اول باید به خاطر داشته باشید که اگر احساس می کنید که دانش کافی برای انجام کاری راندارید، نباید ناراحت شده و احساس ناکامی و ناامیدی در وجودتان مستولی شود. در گذشته در یک چنین شرایطی مردم به کتابخانه ها مراجعه می کردند، اما اکنون با پیشرفت تکنولوژی می توانید سری به اینترنت بزنید و ازمراجع بسیار زیادی که در اختیارتان قرار گرفته بهرمند شوید. مانند زمانی که ماشین خود را به یک تعمیرگاه می برید و از تعمیرگاه درخواست می کنید تا مشکل خودروی شما را رفع کند، میتوانید سوال خود را به راحتی تایپ کنید و از هزاران گزینه موجود که برای کمک به شما در دسترس می باشند، کمک بگیرید. جمع آوری اطلاعات و افزایش دانش در زمینه ای که در کارهای خود به آن نیاز پیدا خواهید کرد در وهله اول اعتماد به نفستان را افزایش داده و سپس روند فائق آمدن شما به این مانع در راه رسیدن به اهدافتان را نیز تسریع می بخشد.

تردید نسبت به توانایی های فردی

شک کردن به توانایی های فردی مسئله ای است که به هر حال در زندگی هر انسانی رخ خواهد داد. شاید تنها گروهی از انسانهایی که از این مطلب رنج نمی برند ناپلئونیک الفاها هستند که اصلاً تصور نمی کنند که یک چنین حسی وجود دارد و انسان ها دارای محدودیت هایی نیز هستند.

راه حل: در اکثر توصیه ها اینطور بیان شده که در زمان بروز یک چنین شرایطی باید به کسی مراجعه کنید که به شما ایمان داشته باشد و بتواند توانایی هایتان  را در ذهنتان مجسم کرده و به شما اعتماد به نفس بدهد. همانطور که مشاهده می کنیددر تیتر آمده تردید و شک داشتن "فردی"، پس برای غلبه بر آن باید از درون خودتان شروع کنید. در غیراینصورت مثل این است که بر روی یک سوراخی که در هر لحظه در حال گسترده تر شدن است یک تکه آدامس چسبانده باشید، با این کار تنها برای مدت زمان کوتاهی می توانید جلوی نشت آب را بگیرید. زمانی که خودتان را در اوج شک و تردید می یابید، باید از آن شک به عنوان دست مایه ای برای رسیدن به هدف خود استفاده کنید. واقعاً معنی این عبارت چیست: "من شاید آنقدر ها هم به این هدف نیاز نداشته باشم." گاهی اوقات هم این شک و تردید ها بسیار مفید بوده و شما را به درجه یقین نائل می سازند و به منزله ی یک محرک خوب برای رساندن شما به موفقیت به شمار خواهند رفت.

ترس از شکست

از نظر روانشناسی این یک حس کاملاً طبیعی است، البته در حد نرمال؛ به هرحال همه افراد شکست را در اندازه ها و حد و حدود مختلفی در زندگی خود تجربه کرده اند. گاهی اوقات ممکن است به دلیل خطاهای محاسباتی، اشتباهات ذهنی، خطاهای سهوی، ایجاد شوند و گاهی هم اصلاً ربطی به نحوه ی انجام دادن کارها توسط شما ندارند. به عنوان مثال اگر شما یک هنرمند باشید اما در روز مصاحبه آن قسمتی را که از پیش بر روی آن تمرین کرده اید را از شما نپرسند، آیا اسم این مورد را شکست میگذرید؟

راه حل: این یک تصور غلط است که بگوییم هیچ کس دوست ندارد شکست بخورد. بد نیست زندگی نامه افرادی مانند آلبرت انیشتن و توماس ادیوسن را بخوانید. آیا فکر میکنید که این افراد عاشق شکست خوردن بودند؟ آیا عمداً شکست می خوردند؟ آیا مازوخیست شکست داشتند؟ البته که نه! اما به هر حال آنقدر شکست می خوردند تا به این نتیجه برسند که راههایی را که انتخاب کرده بودند، اشتباه بوده و به این نتیجه برسند که راه درست کدام است. جیمز جویس خطاها و اشتباهات ما را به "راهروی اکتشاف" تشبیه کرده است. بنابراین از اشتباهاتتان درس بگیرید و از آنها نترسید.

ترس از موفقیت

بر اساس اظهارات مربی اسلوب زندگی "تی کان" این ترس زمانی بوجود می آید که شما چیز جدیدی را بوجود آورده و در زندگی خود تغیر بسیار عظیمی را قائل می شوید. در این حالت به جایی می رسید که میتواند تغییر شگرفی را در آینده ی زندگی خود ایجاد کند. او معتقد است که بیشتر افراد در راه پیدا کردن راهی هستند که هر طور شده بتوانند راهی را پیدا کنند که به واسطه آن شکست هایی را در گذشته بر آنها متحمل شده است را جبران نمایند، و هیچ گاه به این فکر نیستند که موقعیت هایی را که ممکن است در آینده برایشان بوجود بیایید را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند. این فاکتور نا معلوم خود می تواند به منزله نوعی منبع ترس در آینده محسوب شود.

راه حل: ترس از موفیت خود می تواند به عنوان نوی مانع فردی بر سر راه هر گونه تغییری محسوب شده و اعتماد به نفس فرد را تا حد بسیار زیادی کاهش دهد. از خودتان بپرسید که چه چیز خاصی در زندگیتان وجود دارد که با آنکه شما را ازاهدافتان دورمی کند، باز هم دوست دارید همانطور باقی بماند و تغییر نکند؟ به عبارت دیگر از خودتان بپرسید برای چه به آن چسبیده اید؛ باید این توانایی را داشته باشید که شکست را در آغوش بگیرید. برای رسیدن به موفقیت باید شکست را نیز تجربه کنید .

عدم وجود حس الزام و اضطرار

نمونه ی بارز این مورد را می توان با مثالی در مورد ورزشکاران المپیک پی گرفت. تشکیلات برگزاری مراسم المپیک هیچ گاه یک مسابقه را کنسل نمی کنند تنها به این دلیل که یکی از ورزشکاران احساس نمی کند که ضرورتی دارد در ساعتی خاص، در یک مسابقه شرکت کند. بیشتر ما از مهلت های فیکس خوشمان نمی آید. گاهی اوقات برخی از افراد هستند که مهلت های سریع الوقوعی را برای خود درست می کنند و از سوی دیگر افراد دیگری نیزهستند که برای خوشان هیچ گونه محدودیت زمانی قائل نمی شوند. به هر حال اگر هیچ مهلت پایانی وجود نداشته باشد، افرادتنبل و بی انگیزه شده و هیچ گاه گامی به جلوبر نمی دارند.

راه حل: اولین راه حل موثر ترین شیوه است: پل ها را بسوزانید و تمام جلیقه های نجات را از میان بردارید. اگر هدف برایتان اهمیت داشته باشد، دیگر نیازی به چتر نجات ایمنی نخواهید داشت. اجازه دهید صادق باشیم؛ به عنوان مثال اجازه دهید بگوییم که شاید شما دلتان بخواهد هنرمند موسیقی شوید، اما اگر هیچ گاه برای رسیدن به هدفتان تلاش نکنید آنوقت در حالی که بنای ساختمان شده اید، باید احساس کنید که از استعدادهایتان در مسیر درست استفاده نکرده اید. شاید علاقه ای به انجام این کار نداشه باشید، اما التزام های موجود در زندگی شما را مجبور می کنند که انجامشان دهید.

اگر حس الزام به انجام امور را زنده نگه ندارید، با این کار هم حس اضطرار از بین میرود و در وهله ی بعد هم آرزوهایتان پایمال خواهند شد.

غلبه بر موانع

نهایتاً باید گفت که هیچگونه افتخاری بدون تقبل ریسک بوجود نخواهد آمد. در ادامه ی مثال بالا باید اظهار داشت که برای فائق آمدن به موانع موجود بر سر راه شما و اهدافتان باید به طور کاملاً قاطعانه به خودتان بگویید: "یا در موسیقی موفق می شوم یا شکست می خورم" چرا که حس شما باید این باشد:

ترجیح می دهم در رسیدن به آرزوهایم شکست بخورم تا در رسیدن به چیزهایی که نمی خواهم موفق شوم.

دوستان ، رسیدن به اهداف برای ما یک انتخاب نیست بلکه یک اجبار و ضررورت است چرا که اگر به اهدافمان نرسیم یعنی از عمرمان هیچ ثمری نداشته ایم و این یعنی بود و نبود ما هیچ تفاوتی با هم نداشته است .

از خود بپرسید برای چه زندگی می کنید ؟!


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 20:37  توسط فربد آراسته  | 

1.       فرآيند بازاريابي و فروش همچون رشد يك نهال آرام و هميشگي است. روشي تحت عنوان فروش برق آسا نداريم. موارد استثنا و فروشهاي شانسي را جزئي از فرآيند فروش به حساب نياوريم.

2.       مشخصات محصول براي مشتري مهم نيست بلكه آنچه از خريد محصول عايدش مي شود اهميت دارد آنها را توضيح دهيد.  مشتري هنگام خريد تلويزيون مارك آن را خريداري نمي كند بلكه تفريح، راحتي، پرستيژ و ... را مي خرد.

3.       مطمئن باشيد از مشتري عاقل‌تر نيستيد  پس بهتر است نقش آنها را نيز بازي نكنيد. نگاه عاقلانه و از بالا به پائين در هنگام فروش يعني شكست فروش و يا آخرين فروش.

4.       دانش و اطلاعات خود را به رخ مشتري نكشيد و فقط سؤالات او را پاسخ دهيد.

5.       در مورد فروشهاي مهم سعي نكنيد در ملاقات اول قرارداد ببنديد. قرارداد در ملاقاتهاي بعدي محكم‌تر و منطقي‌تر خواهد بود چراكه فرصت بيشتري به خود و مشتري جهت بررسي نيازها و رفع آن داده‌ايد. ملاقات اول را به شنيدن خواسته ها و نيازهاي مشتري اختصاص دهيد.

6.       براي محصولات خود كاربردهاي تازه تعريف كنيد، اين يعني جذب مشتری بیشتر .

7.       روشهاي فروش براي محصولات متفاوت يكي نيستند، تفاوتها را هوشمندانه ببينيد و متفاوت با آن به تدوين و انتخاب روش بپردازيد.

8.       فرآيند فروش ميدان مبارزه نيست كه فقط شما از آن پيروز خارج شويد . دو طرف پيروز يعني فروش پايدار. پس به توافقي دست يابيد كه منافع دو طرف در آن لحاظ شده باشد در غير اينصورت منتظر نقص قرارداد و مشكلات بعدي باشيد.

9.       هنر خوب شنيدن را بياموزيد. هوشمندانه شنيدن شرط اول فروش صحيح و موفق است. بي صبرانه منتظر رسيدن نوبتتان جهت ايراد سخنراني غرا و دلنشين در مورد محصول يا قابليتهاي خودتان نباشيد.

10.   سعي نكنيد پيشاپيش جواب سئوالات احتمالي مشتري را بدهيد حتي بهتر است جواب سئوالات را به بررسي بيشتر موكول نمائيد. البته به كندذهني و ناداني نيز تظاهر نكنيد.

11.   هر شغلي آفتي دارد . آفت فروش هم عجله است و غرور. عجله براي عقد قرارداد و غرور براي اولين موفقيتها.

12.   بر خلاف ديگران توصيه مي كنم تا مي توانيد به مشتري اعتماد كنيد و البته جايي كه ارزش اعتماد شما حفظ شود تفاوت زيركي را با ترس دريابيد.

13.   فروش لذت بخش است و شما هنگامي طعم اين شادي راخواهيد چشيد كه خريد از شما نيز شادي بخش باشد. آنگاه اين فرآيند ادامه مي يابد.

14.   مسن تر ها روشهاي مدرن فروش را زير سئوال مي‌برند و جوانترها و تحصيل كرده‌ها عملكرد بازاريان سنتي را به باد انتقاد مي‌گيرند امّا الفباي فروش يكي است و اولين حرف آن رضايت مشتري است.

15.   براي فروش موفق بدقولي ممنوع، انتخاب زمان با مطالعه قبلي و مديريت زمان جهت تحويل سفارش ها اولين سابقه مثبت و تبليغ مستقيم را براي شما رقم خواهد زد. اين فرصت را از دست ندهيد.

۱۶.   محصولات خود را بي عيب و نقص معرفي نكنيد . عنوان كردن اين مسئله نسبي است پي به بيان تفاوتها و تغييرات احتمالي در كارآيي محصول بپردازيد.

۱۷.   اولين ملاقات با مشتري را فقط به شنيدن نيازها و نقطه نظرات او اختصاص دهيد و دومين جلسه را جهت ارائه راه حل و امكانات خود تعيين نمائيد. و بدين ترتيب ارزشي را كه براي گفته هاي جلسه اوّل قائل شده ايد نشان دهید.

۱۸.   تفاوت بين نياز و خواسته بسيار ظريف است . هوشمندانه آنرا تشخيص دهيد و فراموش نكنيد براي رفع نياز حاضر به قرض كرئن هم هستيد ولي خواسته هزينه اي تجملي است كه اگر نيازها رفع شده باشد قابل اجرا مي‌باشد.

۱۹.   با ارائه تعريفي متناسب با خواسته هاي مشتريان و تبليغات مناسب آنرا به محصولي جهت رفع نياز آنها تبديل نمائيد.

۲۰.   نقص كوچكي را پيشاپيش بپذيريد تا از عيبجوئي‌هاي بزرگتر در امان باشيد و بعد در جهت رفع آن نقص  صادقانه بكوشيد. ضمن آنكه با اين روش همدردي مخاطب را نيز جلب نموده و او را با خود همراه ساخته ايد.

۲۱.   در مورد خودتان هم همينطور: از صداقت و درستي خود نگوئيد كمتر باور مي كنند.

۲۲.   در تبليغ و اعلان براي محصول از كيفيت برتر ، عالي و . . . صحبت نكنيد. خيلي تكراري شده به جاي آن يك ويژگي متفاوت را كه در ذهنها مي‌ماند عنوان نمائيد.

۲۳.   تفاوتها در ذهن‌ها مي‌ماند نه برتري‌ها. ضمن آنكه برتري ها نقض شدني است ولي تفاوتها اينطور نيست.

۲۴.    شعار «هميشه حق با مشتري است» را شنيده‌ايد لطفاً آنرا باور كنيد. چون جرأت كرده و در اين بازار ما را براي خريد انتخاب نموده است.

۲۵.   بحث و جدل و اثبات حقانيت در هر شرايطي نادرست و اشتباهي جبران ناپذير است و در مذاكرات فروش يعني پايان همه چيز.

۲۶.   در تبليغات خود ذهنها را هدف قرار دهيد شما هنگامي به نتيجه مي رسيد كه نام يا علامت مورد نظر خود را در ذهنها ماندگار كنيد و نه ويترينها و تابلوهاي درخشان خيابان.

۲۷.    تخصصي بفروشيد. آچار فرانسه نباشيد كه فقط به درد پيچ‌هاي دم دست و پيش‌پا افتاده بخوريد . هنگامي كه سعي مي‌كنيد براي همه مفيد باشيد نهايتاً به درد هيچ كس نمي‌خوريد.

۲۸.   مردم بايد شما را با مهارت و تجربه‌اي خاص بشناسند آنرا هوشمندانه انتخاب كنيد و به مردم معرفي نمائيد.

۲۹.   فروش را با برنامه ريزي آغاز كنيد ولي در همان مرحله برنامه‌ريزي درجا نزنيد، با اجراي چند برنامه فروش و كسب آشنايي لازم روند فروش را متناسب با بازار موجود، امكانات مالي و دانش به كار رفته در آن تدوين نمائيد.

۳۰.  خيلي به خودتان سخت نگيريد . با زور زدن و غصه خوردن فروش افزايش نمي‌يابد. كارها با آرامش پيش مي‌رود و آرامش با عدم تلاش اضافي به‌دست مي‌آيد.

۳۱.   تفاوت بين فعاليت و عمل را دريابيد. عمل يعني اقدامي به موقع ، زماني كه نياز است ولي فعاليت چنين نيست وقتي عمل را انتخاب مي‌كنيد در درياي پرتلاطم بازار دست و پا نمي زنيد، غوطه‌ور ( شناور ) مي شويد.

۳۲.   با عدم فعاليت اضافي انرژي خود را براي مقاطع حساس و شكار لحظه ها حفظ نمائيد.

۳۳.   براي كاركنانتان مدير و براي مشتريانتان رهبر باشيد.

۳۴.   به سادگي امتياز ندهيد حتي امتيازهاي از پيش تعيين شده را هنگامي رو كنيد كه در قبال آن چيزي گرفته باشید.

۳۵.   براي فروش و بازاريابي موفق به خلاقيت نياز جدي داريد.و براي خلاقيت فقط كافي است در عين آرامش هوشمندانه ببينيد و بشنويد.

۳۶.   هرگز و به هیچ دلیلی به دروغگويي متوسل نشوید.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 22:48  توسط فربد آراسته  | 
 

برای دانلود کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد روی شکل زیر کلیک نمائید :

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 22:42  توسط فربد آراسته  | 

در شروع یک کار تیمی اولین مرحله چیزی است که من به آن ، مرحله آشنایی و توجیح می گویم . یک سیستم موفق باید به همه افراد در تعیین هدف های روشنتر کمک کند بدانند در رابطه با آن اهداف چه کاری انجام می دهند و چارچوبی را برای بازنگری و شناخت و قدردانی از عملکرد بوجود آورد . این سیستم باید به راهبران در توسعه و پرورش قابلیت ها و تعهد در میان کارکنانشان کمک کند . ما باید یاد بگیریم که چگونه با هم کار کنیم ، ارتباطات راحت و سرراست داشته باشیم ، در مسولیتهای رهبری و تصمیم گیری سهیم شویم و خودمان را بصورت یک تیم با عملکرد عالی بسازیم . اولین گام این است که ماموریت مان را تعیین کنیم و در مورد هدف ها و نقش هایی که هر یک از اعضاء گروه برای به انجام رساندن این کار ایفا خواهند کرد به توافق برسیم .

هر وقت شما یک تیم تشکیل می دهید ، اعضاء درباره اینکه چگونه در تیم جا می افتند نگرانی دارند . این امر تا حدودی موجب احتیاط و عدم اعتماد بین اعضاء تیم می شود . شما می توانید در ابتدای کار ترکیبی از احتیاط و هیجان زدگی انتظار داشته باشید .

همه تیم های باید مفهوم هدف کلی و همچنین ارزشها و اهداف تیم ، نقش های فردی ، هنجارهای تیم و روش تصمیم گیری را درک کنند .

برای عبور موفقیت آمیز از مرحله اول آنچه بسیار حائز اهمیت است این است که راهبر تیم مسولیت پذیر باشد و با تعهد و اشتیاق اعضاء خود را در عبور از این مرحله یاری کند .

این مرحله نخستین مرحله رشد یک تیم است که من این مرحله را آشنایی و توجیه می نامم . در زیر خلاصه آنچه را که در این مرحله انجام می شود ارائه شده است :

ویژگی ها

  • اشتیاق متوسط
  • انتظارات بالا و اغلب غیر واقع بینانه
  • نگرانی درباره نقش ها ، قبول همکاری و اعتماد به دیگران و توقعاتی که متوجه آنهاست .
  • رفتار احتیاط آمیز ، مودبانه و همرنگ جماعت
  • روشن نبودن هدف اصلی ، هنجارها ، نقش ها ، اهداف فرعی ، ساختار ( چگونگی کار کردن با هم )
  • وابستگی به اقتدار بالاسری برای هدایت و حمایت
  • آزمودن حد و مرزها

نیاز ها

  • تفاهم در خصوص هدف اصلی تیم
  • توافق درباره ارزشها و هنجار ها برای کارکردن با یکدیگر
  • توافق درباره نقش ها ، هدف ها و ضوابط
  • توافق درباره اختیار برای تصمیم گیری و مسولیت
  • توافق درباره ساختار و مرزبندی ها ( چگونه کار انجام می شود و توسط چه کسی ، در چه زمانی و فعالیتها و مهارتهای لازم )
  • اطلاعات درباره منابع موجود
  • داشتن آگاهی درباره یکدیگر برای بهره گیری از استعدادها و ایجاد ارتباط شخصی

مسائل

  • آسایش و رفاه شخصی
  • قبول همکاری
  • اعتماد

مرحله ۱ واقعا حائز اهمیت است . نیازهای زیادی وجود دارند که باید تامین شوند . این مرحله ای است که تیم باید منشور تیم را بوجود آورد تا شالوده استواری را برای کار آینده تیم پدید آورد و برآورده شدن تمام نیاز ها را تامین کند .

اکثر تیم ها یا تهیه و تنظیم منشور تیم را نادیده می گیرند یا این کار را سطحی انجام می دهند .

 

در مطلب بعدی به دومین مرحله رشد تیم با عنوان عدم رضایت خواهیم پرداخت .

با ما باشید ...


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 22:29  توسط فربد آراسته  | 
 با سلام خدمت تمام همکاران عزیز و بازدیدکنندگان گرامی وبلاگ

لطفا نظرات خود درباره طرح جدید قالب وبلاگ و همچنین محتوی مطالب ارائه شده در وبلاگ آموزشی کادینوس را بیان فرمائید  و ما را در جهت بهتر و پر محتوی تر شدن وبلاگ یاری نمائید .

از لطف و عنایت همگی شما عزیزان سپاسگزارم


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 1:8  توسط فربد آراسته  | 

در پستهای قبلی مراحل ۹ گانه مربوط به مشاهده عملکرد گروه را نام بردیم . در اینجا به تشریح هر یک از این ۹ مرحله می پردازیم :

ارتباطات و مشارکت مربوط است به اینکه چه کسی با چه کسی صحبت می کند ؟ چه کسی کنار زده می شود ؟ چه فردی بیشتر از همه صحبت می کند ؟ و غیره .

تصمیم گیری با این امر سر و کار دارد که گروه برای انتخاب یک راه کار چگونه اقدام می کند .  یعنی از راه قانون اکثریت ، اتفاق نظر ، بدون اظهار نظر و ... یا از راه های دیگر .

تعارض در دستیابی موثر و خلاق به راه حل برای مسائل ، ضروری و غیر قابل اجتناب است .چگونه تعارض در گروه حل و فصل می شود : اجتناب ، مصالحه ، رقابت ، همکاری و ... .

رهبری تماما درباره این است که چه کسی بر دیگری نفوذ دارد . هر تیمی برای موثر بودن باید تکلیف نقش ها در آن معلوم باشد ( چه کسی چه کاری را انجام می دهد ؟ )

همچنین هدف ها یعنی افراد تیم برای دستیابی به چه چیزی تلاش می کنند ؟

هنجار ها مفروضات و انتظاراتی هستند که اعضای گروه برای تمایز انواع رفتار های مناسب از نامناسب به آن پایبندند . باید دید کدام هنجار ها در این گروه بیشتر قابل مشاهده است ؟

مشکل گشایی موثر با تعیین و فرمول بندی مسائل ، تعیین راه حل های گوناگون ، تجزیه و تحلیل نتایج و پیامد ها ، برنامه ریزی برای اقدام و ارزیابی ، سر و کار دارد . بررسی کنید که گروه چگونه مسائل را حل می کند ؟

جو گروهی به فضای احساسی و عاطفی گروه مربوط می شود . یعنی اینکه محیط تا چه حد خوشایند است ؟

و سرانجام رفتار فردی بر آنچه که اعضای تیم برای کمک به تحقق فعالیتها و عملکرد گروه انجام می دهند ، تاکید می کند . بعضی اوقات افراد خود محور می شوند و به جای نیازهای گروه به نیازهای خودشان می اندیشند . وقتی که چنین چیزی پیش می آید ، تشخیص علل و عوامل آن اهمیت دارد .

اینها مراحلی هستند که یک مدیر لایق باید بر آنها نظارت کامل داشته باشد و در هر مرحله نقش راهبردی خود را به خوبی ایفا نماید .

در فرایند یک کار تیمی هنگامی که افراد خود را در قالب یک تیم قرار می دهند ، تا دستیابی به بهترین عملکرد تیمی چهار مرحله را پشت سر می گذارند که در ادامه این سلسله مطالب و در پستهای بعدی به تشریح این چهار مرحله خواهم پرداخت .

با ما باشید ...


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:24  توسط فربد آراسته  | 

مدیر موفق

 

مدیران بازاریاب چگونه بیشترین بهره‌وری را از بازاریابان خود خواهند داشت؟


1- با دانستن این نکته که کلیه بازاریابان صاحب و مالک کار خودشان هستند و این روحیه را در آنها ایجاد کنند که بازخورد کارشان به خودشان باز می گردد.
2- با ایجاد محیط سالم کاری و مثبت از طریق ارتباط صحیح مدیر با زیرمجموعه.

آموزش بازاریابان راهی برای بهره وری بهتر

آموزش و بهسازی منابع انسانی یکی از بهترین و آسانترین راه حل‌هایی است که تأثیر بسیار مثبت در بهبود عملکرد و بازدهی مثبت کاری افراد داشته است.
مدیران بازاریاب باید بازاریابان را از اصول و روش‌های انجام دادن کارها در سازمان آگاه کنند. چون کارکنان هر سازمان به همان اندازه که کار را می‌دانند بازدهی خواهند داشت.

احترام مدیربازاریاب برای بازاریابان

مدیران باید به این نکته مهم و اساسی توجه داشته باشند که موجودیت سازمان بستگی به وجود بازاریابان دارد.

حل مشکلات بازاریابان

مدیر به عنوان بزرگترین و مهمترین سرمایه سازمان باید برای حل مشکلات بازاریابان راه‌حل پیدا کند که اگر اینگونه نشود در سازمان با بازاریابان بی انضباط، ناراضی، وقت کش و مخرب روبرو خواهد شد. نمونه‌ای از این مشکلات که براحتی بدست مدیر قابل حل است عبارتند از:

1- مشارکت دادن کلیه بازاریابان در امور محوله
2- اهمیت به نظرات و دیدگاه‌های بازاریابان
3- شناسایی بازاریابان خلاق
4- توجه به مشکلات بازاریابان
5- کمک خواستن از بازاریابان برای حل مشکلات سازمان

دیدگاه مدیران بازاریاب

هر مدیری باید جهت اداره سازمان خود برنامه داشته باشد؛ مدیر بی‌برنامه هرگز موفق نخواهد شد.

تعریف مدیریت و مدیر

کسی که مسئول هماهنگی، برنامه ریزی، نظارت مستمر و دائم و کنترل کارهای یک سازمان و کارکنان آن در جهت رسیدن به یک هدف مشخص و در مسیر خواسته‌های همان سازمان است را مدیر و انجام تمامی کارهای یاد شده بالا را مدیریت می‌گویند.

تقسیم بندی مدیران

1- مدیرانی که در خط مقدم سازمان قرار دارند و کارهای بازاریابان را کنترل می‌کنند.
2- مدیران میانی که رابط بین مدیران ارشد و بازاریابان می‌باشند.
3- مدیران عالی و ارشد که کار هدایت، برنامه ریزی و سازماندهی و دادن مسیر درست به سازمان در جهت رسیدن به خواسته‌های سازمان را بر عهده دارند.

خصوصیات اساسی که یک مدیر باید دارا باشد

1- عالم به مدیریت
2- دارای هنر مدیریت و قدرت ظهور این هنر
3- دارای فن درک مدیریت

وظایف مدیریت

1- برنامه ریزی
2- سازماندهی
3- مدیریت و رهبری
4- هماهنگی در سازمان
5- نظارت

مدیر در سازمان چگونه مفید است؟

مدیر مفید و مؤثر دارای یک مدیریت اثربخش در تمام جنبه‌ها و زوایای یک سازمان است. از جمله ایجاد حس اعتماد بین خود و بازاریاب، توجه به مشکلات بازاریابان در جهت رفع آنها در حد توان، عدم آشفتگی به هنگام بروز مشکل، الگو شدن برای بازاریابان در زمینه کار، خلاقیت و ارایه راهکار.

ارزشها در سازمان یک مدیر

عواملی که باعث پویایی و رشد بازاریابان در قالب گروه و تیم کاری می‌شود را ارزش‌های سازمانی می‌نامند. این ارزش‌ها اگر بتواند در سازمان همیشه ماندگار باشد می‌تواند ابزاری در دست مدیر برای ایجاد احساس همدلی و همکاری در سازمان بوجود آورد.
ارزش‌ها در سازمان باعث تحریک افراد و گروه‌های کار در سازمان در جهت هماهنگی با مدیریت سازمان می‌شود.

مدیر و هنر مدیریت

بازاریابانی که از شغل و یا حرفه و یا تخصص خود در سازمان رضایت دارند بدون شک کارشان را در حد توان و عالی انجام خواهند داد و این به خاطر رضایت شغلی است که مدیر در بازاریابان خود ایجاد می‌کند.

مدیریت مشارکتی

یکی از بهترین روش‌های مدیریت، مدیریت مشارکتی است و روح این مدیریت شامل انسان‌گرایی، احترام متقابل، همدلی، همکاری، دوستی، الفت و معنی نداشتن زمان ساعت کاری اوست.
تأثیر مدیریت مشارکتی همان به حرکت درآوردن چرخ سازمان در جهت رسیدن به برنامه‌های سازمانی و مشارکت خود محرکی است که انگیزه پیشرفت در بازاریاب و کارکنان سیستم را ایجاد می‌کند.

مدیریت و خودسازی

مدیر باید اول رهبری و مدیریت خویش را بداند که چگونه مدیری در سازمان می‌باشد. بعد از آن می‌توان گفت که این مدیر، توانایی رهبری و مدیریت گروه خود را خواهد داشت.
امروزه سازمانها علی‌رغم اینکه دارای تکنولوژی عظیم و در سطح عالی می‌باشند ولی اگر مدیران نتوانند درست این منابع را در جهت هدف، راهنمایی کنند قطعاً نمی‌تواند سازمانی موفق و کارآ داشته باشد.

مدیران چگونه در سازمان تحول ایجاد می‌کنند

از مواردی که مدیریت می‌تواند در محیط کاری و در جمع سازمان و زیر مجموعه خود تحول ایجاد کند گزینش بازاریاب خوب در شروع کار و یا محول کردن کارهای کلیدی سازمان به بازاریابان آگاه است.

هدف از بهسازی و بازسازی سازمان

1- ایجاد محیط سالم و آزاد برای کارکنان تا نظرات خود را در خصوص بهبود سازمان ارایه نمایند.
2- ایجاد کلاس‌های آموزش برای همه پرسنل و خود مدیریت تا اطلاعات بروز داشته باشند.
3- در مسیر بازسازی و بهسازی و کنترل بازخوردها، قسمت‌های موازی با هم، باید در جهت پویایی سازمان ادغام شوند.
4- ایجاد محیطی که بتوان برای نیروهای خلاق و مبتکر زمینه بروز نیروهای نهفته را ایجاد کرد.
5- ایجاد امکان برای بازاریابان تا با ارایه راهکار و مشارکت، سازمان از مسیر یک بعدی به مسیر تصمیمات مشارکتی سوق پیدا کند.
6- ایجاد رقابتی درست و سالم در محیط سازمان.
7- ایجاد محیطی امن تا کلیه کارکنان به یکدیگر اعتماد پیدا کنند؛ چرا که اعتمادسازی در
بهره وری سازمان مفید است.

مدیران و ناملایمات و تحول در سازمان

هر مدیر باید چنان نگرش قوی داشته باشد که از مشکلات و موانع برای خود و سازمان فرصتی بسازد و در برابر مشکلات منفی محتمل بر وقوع در آینده آماده باشد.
مدیران باید بدانند در جهت باد حرکت کردن هنر نیست بلکه مخالف آن حرکت کردن هنر است.

عوامل موجب پیشرفت مدیر

1- قانون گرایی
2- نیروهای انسانی
3- صبر و تحمل

عوامل مانع پیشرفت مدیر

1- تکبر مدیر
2- منت نهادن بر بازاریابان خود درخصوص پرداخت خدمات
3- فاصله گرفتن از نیروهای سازمانی
4- زیاده خواهی
5- ترجیح دادن رابطه بر ضابطه

برگرفته شده از کتاب مدیر موفق نوشته حسین پیرزادیان

منبع : سایت رسمی شرکت - مقالات بازاریابی


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 8:49  توسط فربد آراسته  | 

بگذاريد با مهارت « تشخيص » شروع کنيم :

اگر شما بخواهيد رشد و توسعه و بهره وري تيم را تسهيل کنيد ، درک پويايي و الگوهاي رفتاري که در گروه وجود دارد ، ضروري است . من دريافته ام که رهبر مجرب يا عضو تيم بايد غير از گوش دادن و حرف زدن ، کارهاي ديگري هم بکند . شايد مهمتر از همه مشاهده تيم در عمل باشد . گروه ها فوق العاده پيچيده هستند . همچنان که اندازه گروه افزايش مي يابد ، تعداد تعامل ها يا گروه هاي فرعي به صورت تصاعد هندسي بالا مي رود . به طوري که با دو نفر در گروه ُ فقط يک گروه فرعي وجود دارد . با چهار فرد در يک تيم اين تعداد به ۱۱ گروه فرعي افزايش مي يابد و با هشت نفر به ۲۴۷ گروه فرعي مي رسد . به سبب اين پيچيدگي لازم است که راه هايي را براي مشاهده گروه به نحوي که به ما در درک جريان کار کمک کند ، در اختيار داشته باشيم .

تعامل عناصر تيم به دو بخش فرايند و محتوا تقسيم مي شود و مي توان براي درک بهتر از شکل زير بهره جست :

 

محتوا این است که یک گروه چه کار می کند . ما در مدارس یاد گرفتیم که به دنبال محتوا باشیم و فرایند را نادیده بگیریم . فرایند یعنی چه اتفاقاتی در گروه و بین اعضاء حادث شده است ، مانند تلاش برای رهبری ، نحوه ارتباطات و روش تصمیم گیری . باید روی آن تمرکز کنید تا دریابید . متاسفانه ما کمتر به فرآیند توجه می کنیم در حالیکه بسیار حائز اهمیت است زیرا بر نتیجه تاثیر می گذارد .به همین دلیل است که گاهی حتی با رسیدن به اهداف تعیین شده اما باز هم گروه احساس خرسندی ندارند چرا که فرایند طی شده برای رسیدن به محتوی فرایند مطلوبی نبوده است .

چه چیز هایی را باید در گروه مشاهده کرد ؟

۱- ارتباطات و مشارکت

۲- تصمیم گیری

۳- تعارض

۴- رهبری

۵- هدف ها و نقش ها

۶- هنجارهای گروهی

۷- مشکل گشایی

۸- جو گروهی

۹- رفتار فردی

ادامه دارد ...


+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 11:45  توسط فربد آراسته  | 
تجارت الکترونیک
 
     تجارت الکترونیک در اصل به معنای ساده و آسان نمودن کلیه خرید و فروشهای تجاری، بازرگانی با کمک و استفاده از شبکه گسترده جهانی اینترنت است. به عبارت ساده تر در فضای تجارت الکترونیکی کلیه فعالیتها و عملکردهای پخش، خرید و فروش، بازاریابی و تحویل خدمات و گسترش پروسه های تولید به توسط سیستم های الکترونیکی رایانه ها و اینترنت انجام می شود. امروزه در دنیای IT از تجارت الکترونیک به عنوان یک روش نوین و کارا برای یک تجارت هدفمند، پرفایده و بسیار ساده در جهان یاد می کنند. شما می توانید کلیه مبالغ یک معامله تجاری را از طریق الکترونیکی انتقال دهید. می توانید بازاریابی الکترونیکی و ONLINE انجام دهید. مواردی شبیه مبادله داده های الکترونیکی، مجموعه داده های الکترونیکی، موجودی اموال و غیره... مواردی می باشند که در قالب تجارت الکترونیکی می گنجد. در این میان فناوریهای جدید چند دهه اخیر نظیر: اینترنت، موبایل، کتاب الکترونیکی، پستهای الکترونیکی و... در بسط و گسترش روزافزون تجارت الکترونیک نقشهای بسیار مهم و بسزایی ایفا می کنند .
لازم بذکر است بگوئیم که  طی سالهایی نه چندان دور از پیدایش و شروع این تجارت شاهد رشد قابل توجه آن بوده ایم؛ به طوری که به تنهایی در سال 2003 میلادی از طریق تجارت الکترونیک فروشی در حدود 12 میلیارد دلار ایجاد شده که نشانگر قبول این روش تجاری در بین جوامع مختلف بوده است.
 
         تاریخچه تجارت الکترونیک
 
    در دهه 1970 از معاوضه داده‌هاي الكترونيكي (ELECTRONIC DATA INTERCHANGE) جهت ارسال سندهاي تجاري همچون سفارشهاي خريد يا صورت حسابهاي الكترونيكي استفاده ‌شده است. بعداً با گسترش كاربرد آن لغت «تجارت از طريق شبكه وب» به جهت خريد كالا و خدمات از طريق شبكه جهاني وب و پشتيباني سيستم امنيتي (نظير (https؛( پروتكل مخصوص ارائه خدمت كه داده خيلي محرمانه سفارشي را براي حمايت از مشتري و پرداخت الكترونيكي، نظير كارتهاي اعتباري و واگذاري پرداخت به واسطه كارت اعتباري) پديد آمد.در واقع، زماني كه اولين وب، به صورت فراگير و شناخته شده در سال 1994 پديد آمد خيلي از ژورناليست‌ها و متخصصان پيش‌بيني نمودند كه «تجارت الكترونيكي» به زودي يك بخش مهم اقتصادي خواهد شد. به هرحال حدود چهار سال طول كشيد تا پروتكل‌هاي https به طور مناسب و فراگير گسترش يافته و توسعه يابند . متعاقباً بین سالهای 1998و 2000 تعدادي از كسب و كارهاي معتبر در آمريكا و اروپاي غربي وب سايتهاي ابتدايي را راه‌اندازي و توسعه دادند. نتيجه اينكه، تعداد زيادي از شركت‌ها و كمپانيهاي «اصيل تجارت الكترونيك» در ميان بارش دات ـ كام ها در سال 2001 و 2002 ناپديد شدند. در اين بين خيلي از خرده فروشها دريافتند كه چالشهاي موجود در بازار كنوني چيست و شروع به افزودن قابليت‌هاي تجارت الكترونيكي به سايت هايشان نمودند .
در سال 2005 ، تجارت الكترونيك در عمده شهرهاي كشورهاي آمريكاي شمالي، اروپاي غربي، آسياي شرقي، خيلي خوب توسعه يافته است. ليكن هنوز در برخي از كشورهاي صنعتي نظير استراليا و همچنين كشورهاي در حال توسعه به خصوص ايران مي‌بايست زمينه براي رشد سريع فراهم گردد.
 
ادامه مطالب در آینده.....
 
منبع : سایت رسمی شرکت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 1:50  توسط فربد آراسته  | 

هدف ، الهام بخش عملکرد و تعهد است . دانستن این که به کجا می روید و هر چیزی را در یک جهت پیش ببرید ، حائز اهمیت است . اما گرد آمدن حول محور هدف و ارزشهای مشترک ، فقط آغاز راه به سوی تیم سازی با عملکرد عالی است .

دانستن اینکه چگونه یک تیم با عملکرد بالا کار می کند در جای خود بسیار مهم می باشد :

کل فرآیند پدید آوردن یک تیم با عملکرد عالی با سه مهارت عمده رهبر تیم و همچنین اعضای تیم در رابطه است . اولین مهارت تشخیص ، دومین مهارت قابلیت انطباق و سومین مهارت توانمندسازی است .

در پست بعدی به بررسی این سه مهارت خواهیم پرداخت . با ما باشید ...


+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 23:3  توسط فربد آراسته  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 13:2  توسط فربد آراسته  | 

پس از بررسی ویژگی های PERFORM در پست های قبلی این سوال پیش می آید که « آیا هیچ یک از ویژگی های PERFORM نسبت به دیگری اهمیت بیشتری دارند ؟ »

پاسخ این است : « خیر » ، آنها داری عملکردهای مختلفی هستند . هر تیم کارآمد با یک هدف روشن و مجموعه ای از ارزشها شروع می کند . نتایج غایی مورد انتظار ، بهره وری مطلوب و روحیه خوب است . وسائل دستیابی به این هدف ها تواناسازی ، همبستگی و ارتباطات ، انعطاف پذیری و شناخت و قدردانی است .

بنابراین اولین چیزی که یک رهبر کارآمد باید انجام دهد این است که یک هدف مشترک ایجاد کند که تیم را در جهت درست قرار دهد . تعیین هدف مشترک ضرورت اساسی دارد . یک هدف مشترک به انسانها می گوید که چه چیزی می خواهند به دست آورند و چرا با یکدیگر همکاری می کنند .هدف مشترک ، کار را با معنی می کند و کمک می کند تا هر فردی در یک جهت مشخص حرکت کند . همچنین تیم بایستی درباره مجموعه ای از ارزشهایی توافق کند که به انتخابهای تیم جهت می دهد و تعیین می کند که چگونه به هدف ها دست یابند .

من هرقدر درباره اهمیت هدف و ارزشها بگویم باز هم نمی توانم حق مطلب را ادا کنم . تنها چیزی که می توانم بیان کنم این است :

تنها چیزی که در نهایت سازمان را یکپارچه و استوار نگه می دارد ، ایمان مشترک به هدف و ارزشهایش است .


+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 12:42  توسط فربد آراسته  | 

 

براي برقراري ارتباط موثر با گروهي از زير مجموعه هاي خود چه ميتوانيد انجام دهيد؟


گروههايي از زير مجموعه هاي شما كه از لحاظ منزلت اجتماعي و سن و جنسيت و كار مشابه يكديگرند ميتوانند مبناي معتبري براي دريافت پيغامهاي مشابه باشند . روشهاي ارتباطي ذيل به شما در اين راه كمك خواهد كرد .


ارتباط گفتاري : ارتباط گفتاري موثر با گروهها نيازمند مهارتهاي ويژه است هرچند كه مهارتهاي مفيد در يك جلسه ممكن است براي جلسه ديگر كافي نباشند. اگر شما توانايي برگزاري جلسات عمومي براي زير مجموعه هاي خود راداريد اين دليلي بر اين نيست كه شما خواهيد توانست يك كنفرانس رانيز هدايت كنيد . شما ممكن است براي حل برخي از اختلافات شركت كنندگان در يك جلسه مجبور شويد مهارت و انرژي زيادي از خود نشان دهيد اما هنگامي كه در جلسه ديگري از نظر عاطفي درگير موضوع مورد بحث هستيد مسلم است كه برخورد واقع بينانه در اين موارد بسيار مشكلتر خواهد بود.

گردهمايي غير رسمي : اين نوع گردهمايي ها

1)- فرصتي مناسب براي رد و بدل شدن اطلاعات مفيد و مورد علاقه عموم و تحقق و يكپارچگي گروه است آنها در رويارويي چهره به چهره با يكديگر فرصت خوبي براي هماهنگي و فعاليت و درك متقابل خواهند داشت . اجتماع غير رسمي زيرمجموعه ها بصورت مداوم يا هنگام نياز به صورت بسيار كوتاه برگزار ميشود.

2)- كنفرانسهاي برنامه ريزي شده : نوعي فعاليت تقريبا رسمي تلقي ميشود. اشتباهي كه برگزار كنندگان اين نوع جلسات اغلب مرتكب آن ميشوند اين است كه موضوع مورد بحث را بدون مشورت با ديگران انتخاب ميكنند. اكثر شركت كنندگان در اينگونه جلسات از اينكه در انتخاب موضوع مورد بحث مشاركت داده شوند و مورد سئوال قرار بگيرند لذت ميبرند . به هر حال اينگونه جلسات اگر به درستي جهت داده شوند بسيار مفيد خواهند بود در غير اينصورت باعث هدر رفتن وقت و ايجاد خصومت و دلسردي شركت كنندگان خواهند گرديد.

3)_ گردهمايي گروهي : اين نوع گردهمايي ها بخاطر موضوعات مهمي مانند تغيير پلان يا اخذ تصميمات اظطراري در مواقع بحراني و معرفي نفرات كليدي و يا سياستهاي جديد سازمان صورت ميگيرند. اين نوع گردهمايي ها به دليل بهره گيري از موقعيتها بسيار ارزشمند هستند اما بواسطه احساسات تند و سئوالات خصمانه اي كه ممكن است مطرح شوند نياز به رياست شخصي با تجربه و صبور و ماهر و پر قدرت را دارند. بهتر است اين نوع جلسات را با حضور يكي از ليدرهاي با تجربه در سازمان خود اجرا كنيد.

ارتباط نوشتاري : برقراري ارتباط نوشتاري با گروهي از زيرمجموعه ها عموما تاثيري غير قابل پيش بيني دارد. ارتباط نوشتاري كه طرح دقيقي دارد ميتواند بر روي بعضي از افراد تاثير بسيار زيادي را در جهت مثبت و در بعضي ديگر در جهت منفي داشته باشد.


1)- پوستر ونمايشگاه ونمايش : اين ابزارها ميتوانند به جلب توجه ديگران از راه ديدن كمك كند. تهيه يا برگزاري آنها معمولا پر هزينه بوده و به فضاي مناسبي كه به درستي آماده شده باشد نيز نياز دارد.

2)- اطلاعيه هاي تابلوهاي اعلانات : براي اعلام يك پيام طولاني يا رسمي در مورد خط مشي هاي جديد مناسب ميباشد و اگر با تصوير همراه باشند تاثير بيشتري دارند.

3)- وسايل سمعي و بصري : فيلم و اسلايد و صفحه و نوار ويديو و نوار صوتي و ديگر وسايل داراي ارزش هاي بالقوه زيادي هستند و ميتوانند به صورت موثري مورد استفاده قرار گيرند. البته استفاده از تمامي وسايل سمعي و بصري بايد با آمادگي كافي و طرح و برنامه و مهارتهاي اجرايي همراه باشد.

كداميك از روشهاي ارتباطي موثرتر از بقيه هستند؟


هر موقعيتي به روش متناسب نياز دارد و يا تركيبي از دو يا چند روش را ميطلبد پس شما بايد 2 نكته را براي انتخاب روش موثر در نظر داشته باشيد.

1)- شرايطي را كه با آن رو برو هستيد به سرعت تجزيه و تحليل كنيد.

۲ )- افراد را بشناسيد و با توجه به خصوصيات آنها از روشهاي موثر استفاده نماييد.

ارتباطات غير كلامي

رفتارها و اهمال غير كلامي و زبان اندام و گوش دادن فعال از مهارتهاي مهم و حياتي ارتباطي هستند.

پيامهايي كه از طريق اعمال شما انتقال ميابند مثل گفتن و نوشتن متداولترين روشهاي ارتباطي هستند اما ديگران بيش از هر چيز تحت تاثير اعمال شما قرار ميگيرند. بعنوان مثال لبخند زدن شما در حين صحبت كردن ميتواند در بسياري از موارد مفيد و موثر باشد ولي در بعضي از موارد نيز ميتواند بعنوان آفت ارتباط شما تلقي شود. 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 23:4  توسط فربد آراسته  | 
 

ویژگی ششم: شناخت و قدردانی

۲۶- دستاورد های فردی و تیمی اغلب به وسیله رهبران و اعضاء تیم مورد قدردانی قرار می گیرد .

۲۷- اعضای تیم در رابطه با سهیم شدن در فعالیت ها ، احساس موفقیت شخصی دارند .

۲۸- مشارکت در فعالیت های تیمی به وسیله سازمان ارج نهاده می شود و مورد تقدیر قرار می گیرد .

۲۹- اعضای تیم در درون تیم ، خود را برخوردار از احترام بالایی احساس می کنند .

۳۰- تیم ، موفقیت و پیشرفت ها را مورد بزرگداشت قرار می دهد .


+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 22:53  توسط فربد آراسته  | 
 

ویژگی پنجم : عملکرد بهینه

۲۱- تیم بطور مستمر به نتایج مطلوب دست می یابد و کارها انجام می شوند .

۲۲- تیم به استاندارد ها و معیارهای بالا برای بهره وری ، کیفیت و خدمت پایبند است .

۲۳- تیم به یادگیری از اشتباهات و بهبود مستمر ، متعهد است .

۲۴- تیم با استفاده از مهارتهای مشکل گشایی و تصمیم گیری موثر ، بر موانع غلبه می کند و خلاقیت را گسترش می دهد .

۲۵- تیم تلاش ها را با سایر تیم ها ، فروشندگان و مشتریان ، به نحو مناسب هماهنگ می کند .

 


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 21:17  توسط فربد آراسته  | 
 

ویژگی چهارم : انعطاف پذیری

۱۶- اعضای تیم در مقابل رشد تیم و رهبری آن در مسئولیت سهیم هستند .

۱۷- تیم توانایی آن را دارد که با استفاده از استعدادهای ویژه و نقاط قوت تمام اعضای تیم با چالشها برخورد کند .

۱۸- اعضای تیم رفتارهایی را که جهت یا حمایت لازم را فراهم می آورد ، بروز می دهند .

۱۹- تیم برای کشف راه های گوناگون انجام امور و انطباق با تغییرات ، آمادگی دارد .

۲۰- ریسک های حساب شده مورد حمایت قرار می گیرد و اشتباهات به عنوان فرصت هایی برای یادگیری تلقی می شوند .

 


+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 10:13  توسط فربد آراسته  | 
 

ویژگی سوم : روابط و ارتباطات

۱۱- ایده ها ، عقاید و دیدگاه های گوناگون تمام اعضای تیم ، تشویق می شود و مورد توجه قرار می گیرد .

۱۲- اعضای تیم برای درک ( و نه قضاوت ) به طور فعال به حرف یکدیگر گوش می دهند .

۱۳- روش های حل و فصل تعارض و یافتن زمینه مشترک ، معلوم و مفهوم است .

۱۴- تفاوت های فرهنگی شامل نژاد ، جنسیت ، ملیت ، سن و غیره دارای ارج و احترام است .

۱۵- بازخور صادقانه و صمیمانه به اعضای تیم کمک می کند تا از نقاط قوت و ضعف خود آگاه شوند .


+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 14:36  توسط فربد آراسته  | 
 

ویژگی دوم : تواناسازی

۶- ارزشها ، هنجارها و خط مشی ها ، نوآوری ها ، مشارکت و خلاقیت را تشویق می کنند .

۷- همه اطلاعات مرتبط با کسب و کار سازمان ، به سهولت در دسترس تیم قرار دارد .

۸- تیم در محدوده مرزهای تعیین شده برای اقدام و تصمیم گیری اختیار دارد .

۹- رهنمود ، ساختار و آموزش لازم برای حمایت رشد فردی و تیمی موجود است .

۱۰- تیم به رشد و توسعه مستمر تمام اعضاء متعهد است .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 22:54  توسط فربد آراسته  | 

 

در ادامه مطلب « ویژگی های تیم با عملکرد عالی » به تشریح هر یک از ۷ ویژگی ارائه شده می پردازیم :

 

ویژگی اول : هدف و ارزشها

۱- تیم به هدف مشترک تعهد روشنی دارد . اعضای تیم می دانند که کار تیم چیست و چرا مهم است .

۲- ارزشها و هنجارهای مشترک ، صحت عمل و درستی ، کیفیت و همکاری را بهبود می دهد .

۳- هدف های تیم مشخص ، روشن و چالش آور هستند ، در مورد آنها توافق شده است و با اهداف برتر مرتبط اند .

۴- استراتژی ها برای دستیابی به هدف ها ، روشن و درباره آنها توافق به عمل آمده است .

۵- نقش های افراد مشخص هستند و ارتباط آنها با اهداف تیم درک شده است .


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 16:3  توسط فربد آراسته  | 
 

۱- هدفها و ارزشها       Purpose and Values

۲- تواناسازی     Empowerment

۳- روابط و ارتباطات    Relationships and Communication

۳- انعطاف پذیری   Flexibility

۴- عملکرد بهینه   Optimal Performance

۵- شناخت و قدردانی   Recognition and Appreciation

۶- روحیه   Morale

PERFORM


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 15:58  توسط فربد آراسته  | 

ريچارد پو نتورك ماركتينگ را در دو معني خلاصه مي كند: خواستن و تعهد.

الف : تعهد به خود و خواسته هاي خود .

ب : تعهد به شغل و كار خود .

ج : تعهد به مجموعه ي خود و تك تك اعضاي مجموعه خود .

پو دوام يك مجموعه را در ساختن افرادي با داشتن هر سه نوع تعهد ميداند و افراد را چه در جامعه و چه در مجموعه نتورك به 3 دسته تقسيم ميكند :

دسته اول :

افرادي كه هر سه نوع تعهد را دارند و فقط اين دسته افراد هستند كه دوام يك كمپاني را تضمين ميكنند ، نه قيمت پايين اوليه ورود و نه كمسيون دهي كمتر يا بيشتر .

دسته دوم :

افرادي هستند كه خودبيني و خودخواهي را به تعهد به خود تعبير ميكنند و از جامعه و نتورك فقط براي پول درآوردن استفاده ميكنند . اين افراد تعهدي نسبت به افراد مجموعه خود ندارند و در صورتي كه احساس كنند از جاي ديگر امكان بهره برداري بهتر ميباشد مجموعه خود را رها كرده و وارد مجموعه اي ديگر ميشوند و تعهد نسبت به مجموعه خود و افراد آن را به تعصب تعبير ميكنند .

به گفته اين افراد نتورك جاي پول درآوردن است و به هيچ چيز نبايد تعصب بيجا داشت اگر دير بجنبي عقب ميماني !! آنها به اين فكر نمي كنند كه هر كدام از افرادي كه وارد مجموعه آنان شده اند براي ورود هزينه كرده اند و بايد نتيجه بگيرند .

دسته سوم :

افرادي هستند كه نه به خود متعهد هستند و نه به ديگران . اين دسته افراد در جامعه روزمرگي ميكنند و در نتورك به ابزاري براي به سود رسيدن دسته دوم تبديل ميشوند . اين افراد معمولا ابزار خود را براي رسيدن به موفقيت بيشتر ، شانس و اقبال ميدانند .


+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 2:58  توسط فربد آراسته  |